خرید بک لینک
«پریدخت» را که تمام کردم، دلم می‌خواست همه عصبانیتم را سر حامد عسکری هوار بکشم! دلم می‌خواست توی صورتش داد بزنم پریدخت چه گناهی کرده بود؟ چرا این بلا را سرش آوردی؟بعد یادم آمد که گفته بودید تنها راوی درد دل‌های پریدخت قصه هستید، آزارش می‌دادید، چون مخاطب دوست دارد. یادم آمد که پریدخت قربانی است، قربانی تصمیم‌های خودخواهانه یک مرد. یادم آمد پریدخت داستان، تنهایی خیلی از دخترهایی‌ست که دلشان بند می‌شود. ولی آقای عسکری من از سیدمحمود شما عصبانی هستم، او از عاشقی کردن تنها قربان صدقه رفتنش را می‌دا

برچسب: نویسنده: پرهام مرادی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 0:03

صفحه بندی